خانه / دسته‌بندی نشده / و عباد الرحمن

و عباد الرحمن

همه ی ما ضمن خواندن قرآن به آیاتی بر خورده ایم که در آن ها از رستگاری و کامیابی گروه ی خاص در آخرت صحبت به میان آمده است. انسان هایی که به مقام خشنودی خداوند دست یافته اند و در بهشت او جایگاهی خرم و همیشگی یافته اند. خداوند از آن ها خشنود و آن ها از خدای خود راضی اند  و به رستگاری عظیم دست یافته اند[i]. حال این سوال مطرح می شود که این بندگان خاص چه کسانی هستند ،چه ویژگی هایی دارند و چطور می توان از اهل این گروه بود. خدای رحمان در آیات مبارک قرآن کریم جواب این سوالات را به روشنی بیان نموده. نمونه ای از این راهنمایی ها در آیات ۶۳ تا ۷۴ سوره ی مبارکه ی فرقان آمده است. جایی که قرآن کریم صفات و ویژگی های بندگان واقعی خدای رحمان را بر می شمرد.

در مجموعه  ی این آیات صفاتی برای بندگان خدای رحمان ذکر می شود که برخی فردی هستند و برخی ناظر بر بعد اجتماعی انسان،بعضی جنبه های اعتقادی دارند و گروه دیگر بر جنبه ی اخلاقی و اجتماعی تاکید دارند. این سیزده صفت در کنار هم مجموعه ای از والاترین ارزش های انسانی را به تصویر می کشد.

وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿۶۳﴾

۱- کسانی که با آرامش و بی تکبر بر روی زمین راه می روند.

کبر و غرور کلید کفر و تواضع و فروتنی کلید ایمان است. شرط اول قدم بندگی خدای رحمان و ایمان حقیقی به او تواضع است. صفتی که چنان در عمق جان بندگان خدای رحمان نفوذ کرده که در شیوه ی راه رفتن آن ها نیز عیان گشته است.

در حدیث جالبى از پیامبر(ص) مى خوانیم: روزى از کوچه اى عبور مى کردند، جمعى از مردم را در یک نقطه مجتمع دیدند، از علت آن سؤال کردند، عرض کردند: دیوانه اى است که اعمال جنون آمیز و خنده آورش، مردم را متوجه خود ساخته، پیامبر(ص) آنها را به سوى خود فرا خوانده فرمود:مى خواهید دیوانه واقعى را به شما معرفى کنم؟ همه خاموش بودند، و با تمام وجودشان گوش مى دادند.

فرمود:«کسى که با تکبر و غرور راه مى رود، پیوسته به دو طرف خود نگاه مى کند، پهلوهاى خود را با شانه خود حرکت مى دهد، (غیر از خود را نمى بیند و اندیشه اش از خودش فراتر نمى رود)، کسى که مردم به خیر او امید ندارند، و از شرّ او در امان نیستند، دیوانه واقعى او است، اما این را که مى بینید تنها یک بیمار است.»

۲- حلم و بردباری

«و هنگامى که جاهلان آنها را مورد خطاب قرار مى دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت مى پردازند، در پاسخ آنها «سلام» مى گویند.»

و این سلام دو ویژگی دارد. نخست اینکه این سلامناشی از ضعف نیست و نشانه ی عدم مقابله به مثل در مقابل جاهلان است. دیگر اینکه در اینجا سلام نه سلام تحیت و نشانه ی پیوند دوستی بلکه دال بر حلم و بزرگواری و بردباری است.این حلم و بردباری یکی از شرایط لازم به جای آوردن بندگی است؛ خصوصا در جوامعی که افرادفاسد، جاهل و نادان در آن فراوان هستند.

وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا ﴿۶۴﴾

۳- عبادت خالصانه ی پروردگار

«آنها کسانى هستند که شبانگاه براى پروردگارشان سجده و قیام مى کنند.»

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا ﴿۶۵﴾

إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿۶۶﴾

۴- خوف و ترس از مجازات و کیفر الهی

بندگان واقعی خدای رحمان روزها در مسیر او گام بر می دارند و شب ها با یاد او بیدارند و به عبادت مشغول هستند. با این وجود همچنان از مسئولیتی که بر عهده دارند و از عذاب الهی می ترسند واین ترس همواره آن ها را  به انجام وظیفه ی بهتر تشویق و ترغیب می کند.

وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا ﴿۶۷﴾

۵- اعتدال و دوری از هرگونه افراط و تفریط

سیاق سخن در این جا به شکلی است که اصل انفاق را بدیهی می شمرد و نیازی نمی بیند که بر آن تاکید ورزد. چرا که انفاق یکی از وظایف حتمی هر انسانی است و بحث در این آیه بر کم و کیف این انفاق است.

انفاق مورد بحث در این آیه انفاقی عادلانه و به دور از اسراف یا سخت گیری است.نه آن چنان بذل و بخششی است که زن و فرزندشان گرسنه بماند و نه آنقدر سخت گیری می کنند که کسی از مواهب ایشان بهره مند نگردد.

وَالَّذِینَ لَا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا یَزْنُونَ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ یَلْقَ أَثَامًا ﴿۶۸﴾

۶- توحید خالص

توحیدی که آن ها را از هر گونه شرک و پرستش غیر خدا پاک می گرداند.

۷- پاکی آن ها از آلودگی به خون بی گناهان

۸- عفت و پاکدامنی

*ترک هر یک از این صفات گناهی بزرگ بوده و خداوند در انتهای آیه ی ۶۸ بشارت عذاب برای ترک این صفات می دهد؛ عذابی که در آیه ی ۶۹ به تصویر کشیده شده است. با این وجود درهای رحمت الهی هیچ گاه به روی بندگانش بسته نیست و حتی در چنین شرایطی توبه و ایمان آوردن می توانند سبب نجات فرد شود تا آنجا که خداوند گناهان وی را به حسنات تبدیل می کند.البته در ادامه شرایطی برای توبه ی صحیح آمده است که به گونه ای بیان می کند که توبه و بازگشت از گناه نباید تنها به خاطرزشتی گناه باشد، بلکه باید با خلوص نیت و با انگیزه ی بازگشت به سوی خدا صورت پذیرد.

وَالَّذِینَ لَا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ﴿۷۲﴾

۹- احترام و حفظ حقوق دیگران

«آنها کسانى هستند که هرگز شهادت به باطل نمى دهند.»

بندگان خاص خدا، نه شهادت به دروغ مى دهند، و نه در مجالس لهو و باطل و گناه حضور مى یابند; چرا که حضور در این مجالس علاوه بر امضاى گناه، مقدمه آلودگى قلب و روح است.

۱۰- هدف مثبت در زندگی

«آنها هنگامى که با لغو و بیهودگى برخورد کنند، بزرگوارانه از کنار آن مى گذرند.»

لغو شامل هر کاری است که هدف عاقلانه ای در آن نباشد.بندگان خاص خدای رحمان همواره هدف مفید ، معقول و سارنده ای را دنبال می کنند و از بیهودگی و بیهوده گرایان بیزارند. آن ها در موارد مواجهه با امور لغو و بیهوده با بی اعتنایی از کنارشان می گذرند و این بی اعتنایی دال بر نارضایتی قلبی آنان بر این امور است.

وَالَّذِینَ إِذَا ذُکِّرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ یَخِرُّوا عَلَیْهَا صُمًّا وَعُمْیَانًا ﴿۷۳﴾

۱۱- داشتن چشم بینا و گوش شنوا به هنگام برخورد با آیات پروردگار

راه خدا را با چشم و گوش بسته نمی توان پیمود و اصولا داشتن چشمانی بینا و گوش شنوا و درک ظریف شرط لازم پیمودن این راه است. درک آگاهانه از مذهب سرچشمه ی مقاومت و پایداری در مسیر حق است و اگر این درک آگاهانه نباشدفرد به آسانی فریب خورده و از مسیر اصلی خود خارج می شود.

وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ﴿۷۴﴾

۱۲- توجه خاصی به تربیت فرزند و خانواده ی خویش دارند

«آنها پیوسته از درگاه خدا مى خواهند و مى گویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما کسانى قرار ده که مایه روشنى چشم ما گردد.»

بدیهی آنان تنها به گوشه نشینی و طلب از خدا بسنده نکرده و در زندگی خود همواره در این مسیر می کوشند و در نهایت نتیجه ی امر را به خدای رحمان واگذار می کنند. این دعای همیشگی بندگان خدای رحمان حکایت از شور و شوق درونی شان در انجام این امر و وظیفه مهم دارد و همین شور و شوق و انگیزه آن ها را در این مسیر پیش می برد.

۱۳-مى خواهند امام و پیشواى جمعیت مؤمنان باشند

این گروه به این که خودشان طریق هدایت را یافته اند بسنده نکرده و از خدا می خواهند تا آن ها را الگوی مومنان قرار دهد  و می خواهند تا دیگران را نیز به این مسیر دعوت کنند. و باز بدیهی است که در این راه تنها به دعا کردن بسنده نکرده و می کوشند تا اسباب و صفات لازم برای هدایت و رهبری را در خود رشد و تعالی دهند.

**آن چه در مورد این آیه باید گفت این است که  در روایات متعددى مى خوانیم: این آیه درباره على(ع) و ائمه اهل بیت(ع)وارد شده است و در روایتی دیگر از امام صادق (ع) آمده است که: «منظور از این آیه مائیم.»

بدون تردید ائمه اهلب یت(ع) از روشن ترین مصداق هاى آیه مى باشند، اما این مانع از گسترش مفهوم آیه، نخواهد بود که: مؤمنان دیگر نیز هر کدام در شعاع هاى مختلف امام و پیشواى دیگران باشند.[ii]

دانلود نسخه ی PDF


[i] توبه – ۱۰۰

[ii] تفسیر نور – آیت الله مکارم شیرازی

 

همچنین ببینید

یک سوره کاملا تشکیلاتی در قرآن

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ(۱) إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲) إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار