یک سوره کاملا تشکیلاتی در قرآن

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ(۱) إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲) إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالْحَقّ‏ِ وَ تَوَاصَوْاْ بِالصَّبرِْ(۳)

شاید برایتان سؤال شده باشد که چرا در بسیاری از مجالس و کلاس ها و حلقه هایی که شکل می گیرد ابتدای جلسه سوره عصر به صورت دسته جمعی خوانده می شود؟

نقل می کنند که مجالسی و حلقاتی هم که پیامبر و اصحابشان دور هم جمع می شدن این سوره را با هم می خواندند.

از دومین آیه شروع میکنیم:

که حرف بسیار سینگینی می زند : “آهای شما انسان ها همگی تان در خسران هستید!” به تعبیر قواعد عربی هم که می گوید این “ال” ابتدای انسان هم دلالت بر جنس انسان دارد به این معنا که همه انساند ها بالکل در خسران هستند. خسران هم به تعبیر علامه طباطبایی ذیل این سوره به معنای “نقص در اصل سرمایه است” یعنی یک سرمایه ای به انسان داده شده است و او این سرمایه را از دست می دهد.

 

از این جمله عده ای استثنا شده اند. اولین چیزی که مورد توجه است این است که در جمله بعد از حرف “الا” می توانست اسم موصول مفرد بیاورد ولی این کار را نکرد یعنی چون “انسان” مفرد بود می توانست بگوید “الا الذی امن” ولی این را جمع به کار برده است و گفته “الا الذین امنوا” پس در خود این نکته ای است که اگر این ایمان فردی هم باشد باز فرد جزء افراد خسران زده محسوب می شود پس به تعبیری این ایمان جمعی خودش یکی از فاکتور های اصلی برای رهایی از خسران زده ها است. در ادامه با حفظ همین ضمیر جمع اسم موصول الذین چهار ویژگی را مطرح می کند که اگر انسان داشته باشد از خسران زده ها نیست. نکته قابل تامل اینجاست که نه فقط یک ویژگی یا دو ویژگی بلکه چهار ویژگی توام باهم باید وجود داشته باشد. این شرط رهایی از خسران است. چرا که شما در جاهای دیگر می بینید که دو ویژگی اولی آمده است ولی عبارات قبل آن به این صراحت تعبیر عامی نشده است که همگی خسران زده اند مگر… در نتیجه اینجا می توان فهمید که آنهایی هم که فقط دو ویژگی اول یعنی ایمان و عمل صالح را هم دارند باز مقداری خسران زده اند پس لازمه اینکه انسان کامل از خسران بیرون بیاید این است که چهار ویژگی را باهم داشته باشد. آن ویژگی ها عبارتند از:

۱٫      ایمان

۲٫      عمل صالح

۳٫      تواصی به حق

۴٫      تواصی به صبر

تواصی در قواعد عربی بر وزن تفاعل است که این باب به معنای ارتباطی دو طرفه است. یعنی این تواصی یک طرفه نیست بلکه یک نوع نصیحت دو طرفه است. یعنی من شما را نصیحت می کنم و شما هم من را. حالا از این مطلق بودن تواصی می توان برداشت کرد که سلسه مراتب مدیریتی در تشکیلات هم نمی تواند این تواصی را بپوشاند یعنی زیر دست می تواند مدیر را تواصی کند و بالعکس. این است که این عده ای که به این تواصی مشغول هستند خود را از خسران بیرون کشیده اند.

برگرفته از پایگاه مضمار؛ تشکیلات اسلامی