خانه / دسته‌بندی نشده / یادمان باشد…

یادمان باشد…

باز محرم شد شور محشر آمد . همه عالم در سوگ سرور و سالار شهیدان سیه پوش شد و عاشقان با برپایی مجالس روضه خوانی ، مداحی و سینه زنی و دسته زنی به عزاداری می پردازند ولی آیا حق مطلب ادا می شود ، آیا با خلوص نیت ، معرفت و صداقت قدم در این راه گذاشته ایم یا به قول دکتر شریعتی همچون عده ای مرده متحرک بر یک زنده همیشه جاودان عزاداری می نماییم.
هیهات!، عزاداری هایمان از روی عادت و احساس بدون بصیرت باشد که مورد قبول حق واقع نگردد.
شاید بگویی حق مطلب ادا شده می گویم اگر ادا شده پس چرا بعد از ۱۴۰۰ سال آنگونه که باید رشد نکردیم؟می دانی معضل بزرگ و مشکل کنونی ما که هر قشری را فرا گرفته این است که هر کسی تصورات ذهنی و اهداف خویش را دنبال می کند و غافل از صاحب نظر اصلی حماسه آفرین کربلا ابا عبدالله الحسین (ع) می باشد.ناظر دیدن امام حسین (ع) بر رفتار و کردارمان از رازهای ماندگاری برنامه های محرم است که باید بر جاودانه بودن سیدالشهدا(ع) و جریان محرم در عالم باور داشته باشیم و به باور برسانیم.
و اما شرط ورود در این وادی این است که از آقا خواستار عطا نمودن لیاقت و معرفت در خدمت بودنش را داشته باشیم (چرا که بنا به حدیثی "بخشش به اندازه درک و معرفت است") ، به تعبیری از امام کسب اجازه کنیم که آیا قیام کنیم یا قعود یا برسر و سینه زده و عزاداری و گریه نماییم؟

یادمان باشد

و اینجاست که شاعر چه زیبا سروده است:
آمدم ای شاه پناهم بده/خط امانی ، زگناهم بده
ای حرمت ملجا درماندگان/دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم/اذن به یک لحظه نگاهم بده
ای که عطابخش همه عالمی/جمله حاجات مرا هم بده
و چه حاجتی بالاتر از اینکه مورد لطف و عنایت امام واقع شویم و افتخار در خدمتشان بودن به ما عطا شود که بی شک سعادت هر دو جهانمان در آن است. حتما داستان بازرگان و طوطی مثنوی را خوانده ای ، حال مثال این طوطی در قفس مثنوی مثال ماست که همانا راه نجات از این قفس جز تمسک به کلام وحی قرآن و اهل بیت (ع) نمی باشد.
وظیفه ما در عصر حاضر چیست ؟ آیا پیام حسین (ع) را درک نموده ایم؟ این پیام چیست؟ آیا قیام حسین ، قیام قومیتی بود؟ عربی و عجمی بود؟ نژادی و زبانی بود؟ یا بدست آوردن قدرت و حکومت بود؟ همانا پیامش رهایی انسان از تمام قیود ناسوتی بود که این امر جز در شناخت امام زمان خویش میسر نیست چرا که اگر کوفیان امام زمان خویش را شناخته بودند به "هل من ناصر ینصرنی" حسین لبیک می گفتند.
عزیزان اگر تا بحال بر زخمهای جسم حسین به جای زخمهای روح او گریستیم…
اگر به جای مسائل حسین بر مصائب حسین گریستیم……
بیایید همچون مختار که پس از آزادی از زندان ابن مرجانه ، عزم خود را جزم نمائیم تا دیگر در غبارها ، مسیر را گم نکنیم چرا که در طی این مسیر هرچه بیشتر از پیش رویم بیشتر به معنای حقیقی مرید و مطیع ولایت پی خواهیم برد. پس بیایید همین لحظه عهد کنیم از خواب غفلت بیدار شده و با بینشی عمیق و حرکتی نو در این مسیر قدم برداریم چرا که یک راه بیشتر نداریم یا حسینی باشیم و کاری زینبی کنیم یا خدای ناخواسته یزیدی.
خداوندا بر بصیرت و بینش و تقوای ما بیفزا و چشمان ما را از غبار غفلت بشوی بحق حسین (ع)…

آمین

همچنین ببینید

یک سوره کاملا تشکیلاتی در قرآن

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ وَ الْعَصْرِ(۱) إِنَّ الْانسَانَ لَفِى خُسْرٍ(۲) إِلَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار