Blog

بهمن ۵, ۱۳۸۹

… هنوز هم گریه می کنم!

چه گفتم کربلا جان جهان سوخت                نوشتم تشنگی آب روان سوخت
من از شام غریبان چونان بگریم                که جان شب تا سحرعمر زمان سوخت
غروب غم رسید و لحظه کوچ                    پرستو پر کشید و آشیان سوخت

حقیقتا در حماسه سرخ سوگ حسینی چه مفهومی آرمیده که اینطور نسل ها را پی در پی به آزادی خواهی دعوت می کند و فراتر از کیش مرزها عراق و کربلا همه دنیا را به فراخوان بزرگ مذهبی و زیارتی دعوت می کند.

این چه مفهوم مدرنی از مرگ از حق حیات جاودانگی است که این چنین مردم را به توحید و اعتقاد پابرجای و درنگ کردن در برابر فرهنگ حسینی  فرا می خواند.

این چه حرکتی است رنگی که درنگی نمی پذیرد و در پشت این کتیبه های سوگواری پیام را عین یک فانوس روشن به ما هدیه می کند.

در پس شب ها و این شب باید به مصیبت حسین اندیشه کرد و روی پاکتی از نور با تمبری از توبه به سیدالشهدا امام حسین (ع) نامه نوشت که ما واقعیت پیام تو را درک کردیم.

حقیقت این است که اگر بخواهیم انتقام خون حسین بگیریم باید بگویم که برای گرفتن انتقام پیکر آغشته به خون حسین که مختار ثقفی آمد و انتقام گرفت بلکه اکنون  باید برای دفاع از شخصیت حقوقی حسین قیام کنیم و انتقام بگیریم.

جای گله زفاصله ها گریه می کنم                با نام سیدالشهدا گریه می کنم
من که تمام عمر برایت گریستم                   در بین قبر هم چه بسا گریه کنم

من به سوی روضه می روم و عابری به من می گوید "التماس دعا"…… گریه می کنم
حالا تو بخش بخش شدی ومن تو را هجا به هجا گریه می کنم
تو در ازای اشک به من کربلا بده               من در ازای کرب و بلا گریه می کنم

 

ان شاءالله که از رهروان صدیقشان باشیم
التماس دعا

دسته‌بندی نشده , , , ,
About وحيده رادفر

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Text Widget
Aliquam erat volutpat. Class aptent taciti sociosqu ad litora torquent per conubia nostra, per inceptos himenaeos. Integer sit amet lacinia turpis. Nunc euismod lacus sit amet purus euismod placerat? Integer gravida imperdiet tincidunt. Vivamus convallis dolor ultricies tellus consequat, in tempor tortor facilisis! Etiam et enim magna.
رفتن به نوارابزار