Blog

دی ۲, ۱۳۸۹

قصه ی عاشقی

 

برای عاشق مهم نیست چگونه راه طی می کند و از کجا می گذرد. عاشق از همه جا می گذرد و فقط دلش برای معشوق می تپد. اگر قلبش خسته شود آن وقت است که تمام وجودش به اسارت خستگی در می آید و آنکه عاشق واقعی است گرداگرد قلبش، دیواری کشیده است ستبر، که به آن خستگی که هیچ، آتش و طوفان هم راه نمی یابد. عاشق دوست دارد سخت به وصال برسد و با رنج راه، گرچه برای رسیدن به معشوق لحظه ها از شمردن های او خسته شده اند و برای رهایی از دستش، خود به زودی می گذرند. اما اگر راه کوتاه باشد و بی بلا، عشق سرد است و بی روح، و زود خواهد فسرد و معشوقش چونان ابری است که زود از صفحه آسمان پاک خواهد شد و اما معشوق من کسی است که مهربانترین و زیباترین است، بعد از حضرت حق. معشوقی مهربان که اگر عاشق خود را گرفتار و بی قرار ببیند، به سویش می شتابد تا او را برهاند و دست بر سر و رویش بکشد. معشوقی که عاشق تر از همه عاشق هاست. او خورشیدی است که روز و شب نمی شناسد. دوست دارم اشعه هایش را جمع کنم و به دست و پایم گره بزنم و در بند او درآیم. به دست و پایش بیفتم و التماسش کنم تا از زنجیرش این حلقه ناقابل را جدا نسازد.

گرچه خسته ام                  
        گرچه دلشکسته ام                
باز هم گشوده ام دری به روی انتظار       
        تا بگویمت هنوز هم             
                به آن صدای آشنا امید بسته ام                        

دل جدا زیاد تو
        آشیانه ای خراب و بی صفاست         
یاد سبز و روح بخش تو           
        یاد لطف بی نهایت خداست

کوچه باغ سینه ام                      
ای گل محمدی                  
        به عطر نامت آشناست

         کعبه شد از غم هجران تو بی تاب ، بتاب

دسته‌بندی نشده , , , , , ,
About یاسین

One Comment
  1. جالب بود خوشم اومد

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Text Widget
Aliquam erat volutpat. Class aptent taciti sociosqu ad litora torquent per conubia nostra, per inceptos himenaeos. Integer sit amet lacinia turpis. Nunc euismod lacus sit amet purus euismod placerat? Integer gravida imperdiet tincidunt. Vivamus convallis dolor ultricies tellus consequat, in tempor tortor facilisis! Etiam et enim magna.
رفتن به نوارابزار