خانه / فرهنگ و مذهب / قبل و بعد از عاشورا

قبل و بعد از عاشورا

از کربلا تا مکه

امام حسین(ع) در سوم شعبان سال بعد از هجرت وارد مکه شد و ماه های رمضان و شوال و ذی القعده را درآن دیار مشغول به عبادت پروردگار متعال شد. در این مدت جمعی از شیعیان اهل حجاز و بصره نزد آن حضرت جمع شدند. ماه ذی الحجه شد و آن حضرت احرام به حج بستند، وقتی روز تروید[یعنی:] هشتم ذی الحجه شد، عمربن سعیدبن العاص به همراه جماعت زیادی به بهانۀ حج به مکه آمدند، و از جانب یزید مامور بودند آن حضرت را گرفته و به نزد او برند یا ایشان را به قتل برسانند.امام حسین(ع) از نیت آنها مطلع بود، از احرام حج به عمره عدول نمود و طواف خانه خدا و سعی ما بین صفا و مروه به جا آورده و مُحِل شد و در همان روز به عریق رفت.وقتی محمد حنیفه دلیل امام حسین(ع) را برای خروج از مکه که پایگاه نسبتا امنی برای آن حضرت بود را پرسید، ایشان فرمودند: می ترسم یزید مرا در مکه ناگهانی شهید گرداند و به این سبب حرمت این خانه محترم ضایع گردد.

کربلا

روز دوم محرم الحرام، سال شصت و یکم هجرت امام حسین(ع) به کربلا رسیدن، پرسید: این زمین چه نام دارد؟ عرض کردند: کربلا می نامندش، چون حضرت نام کربلا را شنید فرمودند:این موضع کرب و بلا و محل محنت و عناست، فرود آیید که اینجا منزل و محل خیام ماست، و این زمین جای ریختن خون ماست و در این مکان واقع خواهد شد قبرهای ما. زمانی که خبر ورود امام حسین(ع) به عراق به ابن زیاد رسید پیکی به جانب عمربن سعد فرستاد که به جنگ با امام حسین برود و در قبال این جنگ حکومت ری را به او بدهد. عمربن سعد در کار خود مردد شد و یک شب مهلت خواست.  در آخر امر شقاوت بر او غلبه کرد و جنگ با سیدالشهدا(ع) را به تمنای ملک ری پذیرفت و سپس با چهار هزار مرد  سوار وارد کربلا شد. پس از آن ابن زیاد نامه ای به عمر نوشت که مضمون آن چنین بود: به حسین عرض کن که او و جمیع اصحابش برای یزید بیعت کنند. چون نامه به عمر سعد رسید، آنچه عبیدالله نوشته بود به حضرت عرض نکرد، زیرا که می دانست آن حضرت به بیعت یزید راضی نخواهد شد. ابن زیاد پس از این نامه، نامۀ دیگری برای عمر سعد نوشت که یابن سعد حایل شو میان حسین و اصحاب او و میان آب فرات و کار را بر ایشان تنگ کن و مگذار که یک قطره آب بچشند، وقتی که این نامه به پسر سعد رسید، همان زمان عمروبن حجاج را با پانصد سرباز مامور بستن آب بر آن حضرت گردانید.و این واقعه سه روز قبل از شهادت آن حضرت بود. از آن روزی که عمربن سعد وارد کربلا شده بود ابن زیاد پیوسته برای او لشکر روانه میکرد، تا آنکه به روایت سید تا ششم محرم بیست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شدند.

شب عاشورا

در شب عاشورا امام حسین(ع) اصحاب خود را جمع کرد، حضرت زین العابدین(ع) فرموده که: من در آن وقت مریض بودم با آن حال، نزدیک شدم  و گوش فرا داشتم تا پدرم چه می فرماید، شنیدم که به اصحاب خود گفت: ثنا میکنم خداوند خود را به نیکوترین ثناها و حمد میکنم او را بر شدت، و رخا، ای پروردگار من! سپاس میگذارم تو را بر اینکه ما را به تشریفنبوت تکریم نمودی، و به معضلات دین ما را دانا کردی، و ما را گوش شنوا و دیده ی بینا و دل دانا عطا کردی، پس ما را از شکرگزاران خود بگردان.

پس فرمود: اما بعد، همانا من اصحابی باوفاتر و بهتر از اصحاب خود نمیدانم و اهل بیتی از اهل بیت خود نیکوتر ندانم،خداوند شما را جزای خیر دهاد. و الحال آگاه باشید که من گمان دیگر در حق این جماعت داشتم و ایشان را در طریق اطاعت و متابعت از خود پنداشتم، اکنون آن خیال، دیگر گونه صورت بست، لاجرم بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جانب که خواهید کوچ دهید و اکنون پرده شب شما را فرو گرفته، شب را مطیه ی رهوار خود قرار دهید و به هر سو که خواهید بروید، جه این جماعت مرا می جویند، چون به من دست یابند، غیر من نپردازند.

صبح عاشورا

وقتی شب عاشورا به پایان رسید و سپیده صبح دهم محرم دمید، امام حسین(ع) نماز خواندند و پس از آن به چیدن آرایش لشکر خود پرداخت. مجموع لشکر آن حضرت سی و دو سوار و چهل تن پیاده بودند. روایت است که امام حسین(ع) به لشکریان خود فرموده اند: تمام شماها در این روز کشته خواهید شد جز علی بن حسین(ع) کسی زنده نخواهد ماند.

وقایع بعد از شهادت امام حسین(ع)

عمر بن سعد بعد از به شهادت رسیدن امام حسین(ع) سر مبارک آن حضرت را به خولی بن یزید و حمید بن مسلم سپرد و به همراه اهل بیت آن حضرت به کوفه فرستاد. هنگامی که عمرسعد از کربلا به کوفه اهسپار شد، جماعتی از بنی اسد که در اراضی غاضریه مسکن داشتند، زمانی که دانستند که لشکر ابن سعد از کربلا بیرون رفتند، به مقتل آن حضرت و اصحابش آمدند و بر اجساد شهدا نماز گذاشتند و ایشان را دفن کردند، به این طریق که امام حسین(ع) را در همین موضعی که اکنون معروف است دفن نمودند و علی بن حسین(ع) را در پای پدر به خاک سپردند، و برای سایر شهدا و اصحابی که در اطراف آن حضرت شهید شده بودند، حفره ای در پایین پا کندند و ایشان را در آن حفره دفن نمودند، و حضرت عباس(ع) را در غاضریه در همین موضع که مرقد مطهر است دفن کردند.

درباره امیدرضا واشقانی فراهانی

امیدرضا واشقانی فراهانی

همچنین ببینید

زبان رمز خدا

بازخوانی متفاوت آیاتی که بارها خوانده ایم (۲) بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *