خانه / فرهنگ و مذهب / سقای کربلا

سقای کربلا

تاسوعای حسینی

امروز در مورد مردی سخن میگوییم که در کنار همه اقیانوس های عزاداری و اشک مصیبت ها نام او فاضل است. او پدر فاضل و سرچشمه محبت ها و سخاوت ها و مهربانی هاست، امروز از مردی صحبت می کنیم و در تاسوعای مردی گریه می کنیم که در ولادت ، یک قدم عقب تر از حسین بود و در شهادت یک گام جلوتر. از او که سایه سار ادب در کنار قامت حسین بود و فقط در لحظه شهادت او را برادر خطاب کرد.ما از مقام بزرگ حضرت ابالفضل العباس (ع) قمرالعشیره، امیرالفتاء صحبت کنیم.

یکی از القاب او ابوالقربه است یعنی پدر مشک، به خاطر اینکه او سقایی را از ابوطالب و عبدالمطلب به ارث برده بود.

یکی از اوصاف او قمر منیر بنی هاشم است فقط به خاطر چهره زیبایش نه ، به خاطر اوصاف درخشانش  او نه فقط در قامت رشید بود بلکه در خرد هم برتر بود. از کسی صحبت می کنیم که نام مادرش فاطمه است و لقبش ام البنین یعنی صاحب پسران یا مادر پسران، اما همین زن هم چشمه ساری از ادب و نجابت بود ، وقتی به خانه علی پا گذاشت که دو فرزند او حسن و حسین بیمار بودند اما ام البنین برای آمدن به خانه علی از زینب این طفل خردسال اجازه گرفت و این ادب را مثل شیری به کام عباس بن علی بن ابی طالب (ع) هم نشاند.

ما از کسی صحبت می کنیم که فرزندان دیگر او هم در کربلا شهید شدند اما هر کسی که از کربلا به مدینه یا از شام به مدینه بازمی آمد ام البنین ابتدا قبل از اینکه سراغ فرزندان خودش عباس، عبدالله، جعفر و عثمان را بگیرد بی پرده پوشی سراغ حسین را می گرفت تا از احوال حسین باخبر شود.

از مادری صحبت می کنیم که فرزندان و پیکرهایشان به مدینه بازنگشتند ولی با دست خودش صورت گونه هایی از قبر را می کند و می گفت دیگر مرا ام البنین نخوانید، ام البنین دیگر پسر ندارد.

برای تاسوعای عباسی گریه می کنیم که نمونه ای از فضل بود. دو تا لقب به نسبه متضاد در کنار هم نشسته اند یکی عباس، چون او شیر عبوس و خشمگینی در مصاف با دشمنان دین خدا بود و یکی هم فضل چون اسم فرزندش فضل بود و اسم دیگر فرزندش عبیدالله.

امروز درباره مردی عزاداری می کنیم که وقتی امام سجاد (ع) به فرزند او عبیدالله نگاه می کرد شهادت عمویش عباس را به یاد می آورد و می گفت همان طور که برای جدم محمد سول خدا (ص) یکی از لحظه های سخت نبرد احد و شهادت عمویش حمزه سیدالشهدا بود، من هم هر موقع تو را می بینم رخسار عمویم عباس بن علی بن اب طالب (ع) در نظرم می آید.

بیایید  امروز به خاطر تاسوعای حضرت عباس زیارتنامه(مذکور در مفاتیح الجنان) را لااقل یک بار با دل با صفا و با معرفت و چشم بصیرت بخوانیم و در محتوای آن عمیق فکر کنیم. در این زیارتنامه آمده است که خداوندا در بهشت با وسعت ترین منزل و بهترین و بافضیلت ترین غرفه بهشت را بده. چرا؟ به سبب وفاداری و ادب خودت .می دانی عباس ادب را از کجا به ارث برده بود؟

ابوالفضل العباس در قنداق بود که علی (ع) پدر بزرگوارش دست های این بچه را می گرفت و می بوسید و به شدت گریه می کرد ، ام البنین (س) از علی(ع) سبب گریه شدیدش را پرسید، علی پاسخ داد من این دست ها را به خاطر موافقت و ادب او به صحنه عاشورا می بوسم  و حتما عباس خوب به خاطر دارد شب ۲۱ رمضان ۴۱ هجری قمری را که پدرش علی او را کنار خویش خواند و گفت عباسم، پسرم، رشید قامتم، وفاداری خودت را حفظ کن در کنار جرگه فرات. مبادا تا برادرت حسین آب ننوشیده تو جرعه ای از آب فرات بنوشی.

و امروز برای همچین انسان با فضیلتی روضه می خوانیم که ائمه اطهار در موردش فرمودند او یکی از فقیهان عصر خودش بود.

امروز با حاج حسین بهادری پیرغلام اهل بیت را با روضه معرفش در وصف ابا الفضل العباس (ای اهل حرم میرعلمدار نیامد …) که ما را به در خانه های گر گرفته عاشورا می برد همراه می شویم و می گوییم

با سوز و گداز و شور احساس بخوان              با حنجره زخمی عباس بخوان

صحن دل من حسینیه شده است                 ای عشق بیا روضه عباس بخوان

درباره امیدرضا واشقانی فراهانی

امیدرضا واشقانی فراهانی

همچنین ببینید

زبان رمز خدا

بازخوانی متفاوت آیاتی که بارها خوانده ایم (۲) بسم الله الرحمن الرحیم به نام خداوند …

تنها یک دیدگاه

  1. سلام عالی بود التماس دعا
     

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *